101
Reviewed
6.8
Avg spectacle
9.2
FRA v ENG
10
Grass naps 😴
Latest verdict
🇪🇸 Spain 1-0 (aet) Argentina 🇦🇷
7.6“آرژانتین تا دقیقه 117 یک شوت در فینال جام جهانی ثبت نکرد، امیلیانو مارتینز 11 بار انقاذ کرد و باخت، و اسپانیا اولین کشوری شد که تاج مردان و زنان جام جهانی را بطور همزمان در اختیار داشته باشد.”
The Groups
All 72 group matches. Green ones got the Sally treatment, the rest are waiting their turn.
Road to the Final
The bracket fills as the knockouts begin. Every match gets its performance review the morning after.
Round of 32
16 roasted
Round of 16
8 roasted
Quarter-finals
4 roasted
Semi-finals
2 roasted
Final
1 roasted
All Match Reviews (101)
“آرژانتین تا دقیقه 117 یک شوت در فینال جام جهانی ثبت نکرد، امیلیانو مارتینز 11 بار انقاذ کرد و باخت، و اسپانیا اولین کشوری شد که تاج مردان و زنان جام جهانی را بطور همزمان در اختیار داشته باشد.”
“بازیی که هیچکس نمی خواست بازی کند ده گل، یک هت تریک ساکا و اولین 6-4 در تاریخ جام جهانی را به بار آورد، که راهی است که جام برای خنده کردن در برابر همه کسانی که این را یک مسابقه بدون اهمیت خواندند.”
“انگلیس در یک نیمه نهایی جام جهانی پنج دقیقه قبل از پایان برتر بود، به دفاع پنج نفری رفت، هفت پاس در نیمه مخالف انجام داد و به دو دستیاری اجتناب ناپذیر در فوتبال باخت.”
“اسپانیا دو بار از دو شوت به مرمی گول زد، فرانسه سه داشت و هیچ کدام گول نزد، و در روز باستیل تنها چیزی که تاخت قوا، ترتیب روحی لوکاس دیگنه بود.”
“نیروی قاتل آرژانتین از یک شب پرتنش نجات داد، اما فرود قو Embolo پیچش زننده ای است که سوئیس را غرق کرد.”
“انگلیس این کار را تنها به روشی انجام داد که می دانست: روش درد آور، ماتاین تنور میامی را تا زمان تمدید کشید، قبل از اینکه بلینگهم آنها را بیرون بکشد.”
“اسپانیا در شبی که بسختی آن را به دست آورده بود به نیمه نهایی رسید، زیرا Senne Lammens پیروزی را به عنوان هدیه بسته بندی کرد و نسل طلایی بلژیک را بار دیگر به شرارت درآورد.”
“فرانسه 21 شوت، مراکش 4 شوت، و تنها درام واقعی این بود که مبپه یک ضربه پنالتی 3 دقیقه ای را از دست داد قبل اینکه به هر حال پیروز شود: بی رحمی نیازی به هیجان انگیز بودن ندارد.”
“صد و بیست دقیقهی هیچ، که با ضربات پنالتیِ سرانجام نبضدار نجات پیدا کرد.”
“در دقیقه هفتاد و پنجم دو بر صفر عقب بودند، سپس مسی تصمیم گرفت که قهرمان دوره قبل به خانه نرود.”
“میزبانها نُه دقیقه رؤیا دیدند، بعد دی کتلاره و بلژیک همه را بیدار کردند.”
“یک بازی شطرنج ایبریایی که در دقیقه نود و یکم به سرانجام رسید، و احتمالاً آخرین رقص جام جهانی برای یک شماره هفت خاص.”
“پنج گل، یک کارت قرمز، یک رعد و برق و هشتاد هزار دل شکسته در آزتکا. جام جهانی دقیقاً برای همین است.”
“دو درخشش هالند یک تساوی پرتنش را به یکی از بزرگترین شگفتیهای جام جهانی تبدیل کرد.”
“هفتاد و شش درصد مالکیت توپ، یک پنالتی و نود دقیقهای که مثل تلاش برای باز کردن دربِ خیلی سفتِ یک شیشه بود.”
“داستان دو نیمه، و فقط نیمه دوم یادش بود که صعود به یکچهارم نهایی روی میز است.”
“کلمبیا کار بزرگسالانه انجام داد: گلزنی زود با آریاس، قفل کردن هر در خانه، و رفتن آرام به 16 بدون عرق یا شکستن رکورد دفاع تمیز.”
“قهرمانان جهان نياز به وقت اضافي، سر رومرو و خوش شانسي زيادي داشتند تا از ديبوتان کيپ ورد در وحشي ترين و اضطراب انگيز ترين فرار در جولو زنده بمانند.”
“مصر در شبی که کنترل می کردند سخت رفتار کرد، اما از نقطه انجام دهندگی خون سرد حفظ کرد تا اولین برد ضربات پاسخ جام جهانی خود را تضمین کند، با صلاح که آن را با عطفی از یخ خالص مهر زد.”
“سوئیس کاری که بیش از هر چیز سوئیسی است انجام داد: گول زودهنگام، دوباره گول درست بعد از فاصله، سپس در برابر رهبری دفاع کردند با کارایی بانکی که حسابت را می بندد.”
“اسپانيا دقيقاً آن کاري را کرد که اسپانيا انجام ميدهد: کنترل کردن همه چيز، شمارش سه، عدم تعهد به هيچ چيز، و اتریش شايسته را طوری نشان دادن که گويا به ورزشگاه اشتباه وارد شده، بر اساس اویارزابال که خود را دو بار کمک کرد.”
“رونالدو پنالتی بی شرم را دفن کرد، گونسالو رامس در دقیقه 94 قلبهای کرواتی را بیرون کشید و VAR تمام شب نقش قاضی، هیئت منصفه و جلاد را در باورنکردنی ترین نتیجه تساوی تورنمنت ایفا کرد.”
“آمریکا سرانجام پس از 24 سال برای اولین بار یک بازی حذفی جام جهانی را برد، اما قهرمانش بیدرنگ کارت قرمز گرفت و اکنون برای بازی بعدی تعلیق شده است.”
“سنگال با دو گل جلو بود، یک ساعت فوتبال بهتری بازی کرد و به هر حال با یک پنالتی ویجنجال در دقیقه 125 به خانه رفت. فوتبال می تواند ظالم باشد و بلژیک می تواند خوش شانس باشد.”
“انگلیس یک ساعت به نظر رسید که رفتن به خانه، سپس یادآوری کرد که هری کین دارند، و کین یادآوری کرد که بهتر از رکورد پله است.”
“مکسیک منتظر رفتن طوفان ماند، سپس فقط نیم ساعت برای حذف اکوادور نیاز داشت و آزتکا بالکل نیازی به بلند کردن صدا نداشت.”
“کیلیان مبابی دو گل زد، فرانسه بیشتر نتواند کار کند، و سوئد دچار زودترین خروج جام جهانی از سال 1990 شدند.”
“Erling Haaland تا دقيقه هشتاد و شش منتظر ماند تا همه را يادآوري دهد كه او وجود دارد، و Norway اولين پيروزي نوكاوت جام جهاني خود را بدست آوردند.”
“هلند با هجده دقیقه باقی مانده پیشتاز بود و باز هم راهی برای باختن در ضربات پنالتی پیدا کرد، چون البته کردند.”
“آلمان 21 شوت، تمام توپ و پروازی به خانه داشت، در حالی که پاراگوئه یک دروازه بان به نام اورلاندو گیل و جسارت یک ملت داشت.”
“برزیل تا دقیقه نود و شش منتظر ماند تا از سورپرایز تورنمنت جلوگیری کند، و ژاپن سال ها به دلیل آن بیمار خواهد بود.”
“کانادا تاریخ کامل را برای یک پیروزی نوک اندام انتظار کشید و آن را در دقیقه نود و دوم گرفت، در حالی که آفریقای جنوبی در بوق نهایی عزاداری می کند.”
“کرواتسیا غنا را شکست داد و قشنگی نتیجه این است که هر دو تیم به مرحله حذفی رفتند.”
“هری کین از گری لینکر جلو تر رفت و تاریخی ترین گول زن انگلیس در جام جهانی شد، و بلینگهام پیروزی را تضمین کرد.”
“یوانه ویسا دو گل زد تا کنگو را برای اولین بار به مرحله ربع نهایی جام جهانی برد.”
“تساوی خجالت انگیز که به طور کامل برای هر دو طرف مناسب بود و هیچکس را هیجان زده نکرد.”
“یک تریلر شش گل در دقیقه نود و شش تصمیم گیری شد، همان نوع هرج و مرج که جام جهانی برای آن وجود دارد.”
“مسی در هفتمین بازی متوالی جام جهانی خود گل زد و همه را یادآوری کرد که تاریخ فقط روتین هفتگی او است.”
“سنگال با نتیجه 5-0 پیروز شد و به هر حال به خانه رفت، کالاهای ظالمانه ترین در تمام تورنمنت.”
“اوسمان دمبله در نيمه اول از سه بار تيرانداز كرد و ديدار حساس گروه را به يك نمايش شخصي تبديل كرد.”
“یک گل الکس باینا، صفر گل خورده در گروه، اسپانیا دوباره ترسناک و ساکت است.”
“تساوی بدون گل که کسی دوباره تماشا نمی کند و Cape Verde هرگز فراموش نخواهد کرد، زیرا ملتی تازه وارد را به مرحله حذفی برد.”
“بلژیک یاد آوری کرد که نسل طلایی دارند و نیوزیلند بدبخت یاد آور بود.”
“یک 1-1 عصبی کننده که مصر را برای اولین بار در تاریخ به مرحله حذفی فرستاد و ایران را به خانه فرستاد تا با یک پرچم بحث کند.”
“یک دست دادن مودبانه که به شکل بازی فوتبال درآمده بود: هر دو تیم امتیاز را میخواستند و هیچکس خلاصه را.”
“پنج گل، چهار بار تغییر در پیشتازی و یک گل برنده در دقیقه هشتم وقت اضافه. فوتبال برای همین اختراع شد، و آمریکا با وجود باخت در صدر گروه ماند.”
“هلند کار را در زمانی که بیشتر تیمها سرود ملی را تمام میکنند به پایان رساند و باقی شب را صرف یادآوری به همه کرد که میتوانست.”
“دو تیمی که بلیت خود را از پیش در جیب داشتند، امتیازها را مودبانه تقسیم کردند مثل همخانههایی که قول داده بودند پیش از روز اسبابکشی دعوا نکنند.”
“یک برد تمیز و حرفهای دو بر صفر که در آن ساحل عاج دقیقا همان کاری را کرد که برایش آمده بود و کوراسائو فراموش کرد گلزنی را با خود بیاورد.”
“پیشتازی در دقیقه دوم چیز فوق العاده ای برای هدر دادن است و آلمان 75 دقیقه وقت گذاشت تا این را ثابت کند.”
“شش گل، دو دفاعی که آشکارا برای شبکه سازی آمده بودند و هیجانی که از کسل کننده بودن سر باز زد.”
“برزیل نماهنگ بهترین لحظهها را پخش کرد، اسکاتلند اتوبوس را پارک کرد، و وینیسیوس پیش از سرد شدن پاپکورن گل زد.”
“چهار گل، یک بالش راحت و یک گل به خودی که به بدترین دلایل خودش را در خلاصه بازی ثبت کرد.”
“یک نیمه اول خواب آلود، سپس سوئیس چراغ ها را روشن کرد و همه چیز تماشایی شد.”
“یک گل، نود دقیقه حبس نفس، و یک پایانبندی که بالاخره شایسته هیاهو بود.”
“یک نیمه اول بدون گل که بالاخره به یاد آورد در آزتکا بازی می کند و بعد از استراحت چراغ ها را روشن کرد.”
“یک گل، نود دقیقه، و بین آن کلی دست دادن مودبانه.”
“نود دقیقه که انگلیس مودبانه به دری میکوبید که غنا بیسروصدا قفلش کرده بود.”
“یک برد صبورانه یک بر صفر که 75 دقیقه از تو خواست به روند اعتماد کنی تا سرانجام پاداشت را بدهد.”
“پنج گل، صفر هیجان، و رونالدو که هیوستون را به نوار بهترین لحظات خودش تبدیل کرد.”
“برتری ای که در 36 دقیقه ساخته شد و در نیمه دوم فرو ریخت، با بازگشتی که واقعا سزاوار تشویق بود.”
“پنج گل، دو دبل و دفاعی که با هالند مثل مهمانی که با کلید خودش وارد میشود رفتار کرد.”
“فرانسه دکمه پخش را زد، امباپه حرف زد و تابلوی امتیاز مودبانه سر تکان داد.”
“یک آموزش مسی در دو بخش: باز کردن قفل در دقیقه ۳۸ و سپس بستن در در وقت اضافه.”
“یک ضربه سر در دقیقه پانزدهم نوید یک شگفتی را داد، سپس مصر از رختکن بازگشت و کل فیلمنامه را بازنویسی کرد: این یکی تماشا دارد.”
“یک تریلر چهارگله در میامی که تنها چیزی که هیچکس نتوانست از آن دفاع کند، یک موقعیت راحت بود.”
“یک صفر صفر که فراموش کرد کسل کننده باشد: یک کارت قرمز، یک گل لغو شده توسط وی ای ار و دو دروازه بانی که برای گزیده بازی تست می دادند.”
“یک خلاصهی درخشان برای یک تیم و یک مانور آتشنشانی چهلوپنج دقیقهای برای تیم دیگر: ابتدا هیجانانگیز بود، اما تیتراژ پایانی پیش از نیمه رفت.”
“یک تساوی بدون گل که مثل یک فیلم ترسناک پیش رفت، با دروازهبانی همچون بازمانده نهایی که حاضر نشد بمیرد.”
“یک درس چهار گله که در ان یک تیم تمرین کرده بود و دیگری بداهه می زد، و تمرین تماشایی لذت بخش بود.”
“بازیای کند که به محض ورود نیمکتنشینان به زمین به یک تریلر تبدیل شد، با گل پیروزی در دقیقه ۹۴ که بهای بلیط را توجیه کرد.”
“پنج گل، دو دبل و بازیای که پیش از آنکه نیمی از تماشاگران جای خود را پیدا کنند تمام شد: اگر زود رسیدی هیجانانگیز، وگرنه غایب.”
“پاراگوئه در ۶۴ ثانیه گل زد، پیش از پایان نیمه اول یک بازیکن از دست داد و با این حال ترکیهای را شکست داد که در دو بازی ۶۲ شوت زد و هیچ گلی نزد، و این نوعی هنر نفرینشده است.”
“برزیل به یاد آورد که برزیل است، کونیا برای خودش دو گل سرو کرد، و هائیتی فهمید که شجاع کلمهی زیبایی است که دقیقاً صفر امتیاز برایت میآورد.”
“مراکش پیش از آنکه اسکاتلند سرود ملی را تمام کند گل زد، و سپس هشتاد و نه دقیقه به ارتش تارتان درسی را آموخت که از قبل از بر بودند: امید گرانترین چیزی است که دارند.”
“آمریکا بلیط مرحله حذفی را با یک گل به خودی و یک ضربه ایستگاهی گرفت، که معادل فوتبالیِ قبول شدن در امتحان است چون کس دیگری جوابهایت را پر کرده.”
“مکزیک اولین بلیت مرحله حذفی کل جام جهانی را به لطف هدیه دروازهبان به دست آورد و راستش را بخواهید با کمال میل آن را میپذیرند.”
“کانادا و قطر یک تساوی دیگر را در Group B رد و بدل کردند؛ گروهی که بیسر و صدا دارد به خط تولید نتیجهی 1-1 تبدیل میشود.”
“دو تیمی که بازی افتتاحیه خود را باخته بودند یکدیگر را خنثی کردند و هر دو سرانجام چیزی از این سفر به دست آوردند.”
“دو تیمی که هر دو بازی افتتاحیه خود را مساوی کرده بودند در لسآنجلس به هم رسیدند و چنانکه شایسته بود، تساوی دیگری ساختند که هیچکس نمیتواند بر آن بنا کند.”
“اتریش برای نخستین بار در 36 سال یک بازی جام جهانی را برد، اما Jordan تازهوارد در هر دقیقه آنها را به عرق نشاند.”
“کلمبیا یک ترس کوتاه را از سر گذراند تا 3-1 ببرد، اما ازبکستان با گلی میدان را ترک کرد که مستقیم وارد کتابهای تاریخ میشود.”
“غنا کار را به معنای واقعی کلمه به آخرین ضربه واگذار کرد، و یک امتیاز تاریخی در وقت اضافه نیمه دوم از پاناما دزدیده شد.”
“نخستین امتیاز جمهوری دموکراتیک کنگو در تاریخ جام جهانی روی هدف کاملی فرود آمد: رونالدوی ۴۱ سالهای که هرچه میکرد توری را پیدا نمیکرد.”
“یک تریلر پنج گله در آرلینگتون، و هری کین در سکوت خود را در کتابهای تاریخ انگلستان با گری لینکر همتراز کرد.”
“مسی ششمین جام جهانی و دویستمین بازی ملی خود را با نخستین هتتریک جام جهانیاش رقم زد، چون البته که این کار را کرد.”
“فرانسه از هر نظر شبیه مدعی اصلی به نظر میرسید و Mbappé به همه یادآوری کرد که کتاب رکوردها حالا عملاً دفترچه خاطرات خودش است.”
“اسپانیا بیست و هفت شوت زد و کشوری با نیم میلیون نفر جمعیت تنها چیزی را داشت که اهمیت داشت: یک دروازهبان.”
“دو ضربه، دو پاسخ، صفر برنده، و با این حال بهترین نود دقیقهٔ گروه.”
“تونس برای یک امتیاز آمد و بهعنوان موسیقی پسزمینهٔ کلیپ برترین لحظههای یاسین عیاری رفت.”
“هلند دو بار پیش افتاد، ژاپن از خواندن فیلمنامه سر باز زد، و کامادا در دقیقه ۸۹ آخرین صفحهاش را پاره کرد.”
“یک گل، نود دقیقه شطرنج، و ساحل عاج با هر سه امتیاز میرود در حالی که بقیه گوشیهایشان را چک میکنند.”
“کوراسائو فقط با صعود تاریخساز شد و آلمان با زدن هفت گل تبریک گفت.”
“ترکیه با ژست و افاده آمد و استرالیا با یک نقشه بازی، و فقط یکی از این دو مسابقه فوتبال را میبرد.”
“یک درام یک گلی که فراموش کرده بود تا رومنِ های هیجان انگیز بیاورد تا زمانی که همه دوستانشان برای شب خوب خواب خود پیام فرستاده بودند.”
“دو تیم بزرگ ظاهر شدند، 32 دقیقه با هم بجنگیدند، و سپس همزمان تصمیم گرفتند که خوابیدن از پیروزی بهتر است.”
“Switzerland spent 90 minutes building a sandcastle and then personally handed Qatar the tide.”
“A one-sided Hollywood party with genuine star power up front, but Paraguay showed up as the catering staff, not the co-headliner.”
“بازیی که ۵۷ دقیقه به عنوان یک تمرین درسی باقی ماند و بعد فقط یاد آورد که در جام جهانی است.”
“A soggy first half redeemed by a second half that remembered it was at a World Cup.”
“کارت قرمز بیشتر از گل و یک نتیجهای که پیش از پایان نیمه اول مشخص شد: بازی شما یک نمایش آتشبازی بود که سه تا از آنها در واقع فقط فیوزهای منفجر شده در حین حمله بودند.”