چگونه منوی رستوران بنویسیم (و چگونه ننویسیم)
منو یک سند فروش است که ادای شعر را درمیآورد، و بیشترشان طوری خوانده میشوند که انگار فرهنگ مترادفها حملهی وحشت گرفته.
منوی شما تنها کارمندی است که با تکتک مهمانها حرف میزند، هرگز مرخصی استعلاجی نمیگیرد و بیسروصدا تصمیم میگیرد که کسی پیشغذای ۹ یورویی را سفارش بدهد یا غذای اصلی ۳۴ یورویی را. بیشتر صاحبان رستوران با آن مثل چیزی فرعی برخورد میکنند که شب پیش از سرویس چاپ شده. و این پیداست.
The Full Truth
on منوی شام یک بیسترو تازهتأسیس
سیویک غذا، چهار فونت، و یک «سس امضای سرآشپز» که روی شش تای آنها ظاهر میشود، و این آن را کمتر یک امضا و بیشتر یک مشکل دستخط میکند.
- 01
این یک دیوار است، نه منو
Criticalسیویک غذای اصلی در پنج دستهی مبهم یعنی هیچکس خواندن را تمام نمیکند و همه بهناچار سراغ برگر میروند. به دوازده غذایی که بینقص اجرا میکنید کوتاهش کنید و ببینید که به جای سطل زباله، صورتحساب میانگینتان بالا میرود.
- 02
ستون قیمت خرابکاری را به جای شما انجام میدهد
Criticalیوروهای راستچین با خطچین نقطهدار صفحه را به یک جدول هزینه تبدیل میکنند، پس مهمانها با عدد انتخاب میکنند نه با اشتها. قیمتها را در خط غذا بگنجانید، نماد را بردارید، و بگذارید اول غذا بفروشد.
- 03
هر غذا پز میدهد، پس هیچکدام نمیدهند
Notableوقتی «هنرمندانه»، «خانگی» و «امضایی» تقریباً در هر خط ظاهر میشوند، واژهها دیگر هیچ معنایی نمیدهند. پز دادن را برای آن دو غذایی نگه دارید که حقش را داشتهاند و بگذارید بقیه روی اسمهای ساده بایستند.
سینهی مرغ آزادپرورش هنرمندانهی تابهای با ترکیبی از سبزیجات فصلی محلی و سس امضای سرآشپز ............ €24,00
مرغ کبابی، ترهفرنگی گریلشده، سس لیمو و آویشن 24
لازانیای گوشت گاو خانگی «معروف مادرانه» (محبوب مشتریها!) ............ €19,50
لازانیای گوشت گاو، ساق آرامپخته، راگوی ۲۴ ساعته 19
- 1منو را از ۳۱ غذا به ۱۲ تا کوتاه کنید: آنچه میفروشد و آنچه را در شلوغی شنبه بینقص میچینید نگه دارید، بقیه را حذف کنید.
- 2ستون قیمت را حذف کنید. نمادهای یورو و خطچینها را بردارید و هر قیمت را آرام در انتهای توصیفش بگذارید.
- 3صفتها را بازرسی کنید: در کل منو به خودتان ده واژهی پز اجازه بدهید و فقط جایی خرجشان کنید که خاستگاه یا تکنیک واقعاً درست باشد.
- 4یک غذای لنگر با قیمتی ۴۰ درصد بالاتر از همه چیز اضافه کنید و غذای اصلی با بیشترین حاشیهی سود را درست زیر آن بگذارید تا مثل انتخاب عاقلانه خوانده شود.
That was a stranger's restaurant menu. Drop yours, I will go just as hard.
One coffee, from €2,99. No mercy.
منو فهرست غذا نیست. یک تور با راهنماست، یک استدلال است، و یک راهبرد قیمتگذاری است که لباس یک فونت زیبا را پوشیده. اگر خوب ساخته شود، غذاهایی را که از آنها سود میبرید میفروشد و آنهایی را که سود ندارند بیسروصدا خاک میکند. اگر بد ساخته شود، آدم گرسنه را احساس نادان بودن میدهد، و کسی که احساس نادانی کند مرغ را سفارش میدهد و دیگر هرگز برنمیگردد.
- 01بر اساس اینکه مردم واقعاً چطور تصمیم میگیرند بچینید، نه بر اساس ایستگاههای آشپزخانهتان. تنقلات، پیشغذا، غذای اصلی، شیرینی. مهمان دنبال یک سفر است، نه جدول صف آمادهسازی شما.
- 02با یک غذای عمداً گران لنگر بیندازید تا غذایی که واقعاً میخواهید بفروشید در مقایسه منطقی به نظر برسد. استیک توماهاک ۴۸ یورویی برای فروش گوشت خوک ۲۶ یورویی وجود دارد.
- 03همان دو سه چیزی را که واقعاً مهم است توصیف کنید: مادهی اصلی، تکنیک، خاستگاه. عبارتهایی مثل «آرامپخته»، «نمکسودشده در محل»، «از مزرعهی همین نزدیکی» جوهرشان را حلال میکنند.
- 04نمادهای پول را حذف کنید و قیمتها را آزادانه در توصیف بگنجانید، نه در یک ستون مرتب سمت راست. ستونی از اعداد منوی شما را به تمرین مقایسهی قیمت تبدیل میکند.
- 05یکسوم منو را کوتاه کنید. غذای کمتر یعنی مواد تازهتر، تصمیمهای سریعتر، و آشپزخانهای که واقعاً میتواند هر خط را اجرا کند به جای اینکه هشت تای آن را ادا دربیاورد.
- فهرست کردن ۴۷ غذا «تا برای هر کسی چیزی باشد»، که تضمین میکند نیمی از آنها در فریزر بمانند و همهشان متوسط باشند.
- خطچین نقطهداری که هر غذا را به قیمتش وصل میکند، درست مثل قبض تلفن دههی نود، تا چشم اول هزینه را بخواند و بعد غذا را.
- سوپ صفتها: «تابهای دستساز هنرمندانهی محلی تازهی مزرعهای آزادپرورش» پیش از واژهی «تخممرغ». فهمیدیم. این یک تخممرغ است.
- گیومه دور دستور «مادرانه» و برگر «معروف». هیچ چیز به اندازهی نشانهگذاریای که التماس میکند باور کنید، فریاد «خانگی» نمیزند.
- یک فلفل تند کلیپآرتی بهعنوان تنها نشانهی تند بودن غذا، بدون هیچ اطلاعاتی دربارهی آلرژنها، روی برگهای لمینتشده که آخرین بار هنگام معرفی یورو بهروزرسانی شده.