The Backrooms
Directed by Kane Parsons
Chiwetel Ejiofor, Renate Reinsve
“پسر یوتیوب فقط یک فیلم نساخت، او هالیوود را در بازی خودش شکست داد و بعد نیمی از سالن را در یک راهروی زرد خالی رها کرد تا حیران بمانند که داستان کجا رفت.”

Sally's not done with you yet.
Drop a URL, screenshot, or file and Sally will give you the honest truth.
The Review
دو سال تنها پرسش درباره این فیلم یک پوزخند بود: آیا نوجوانی که با فیلم گرفتن کابوس های روی موکت با تلفنش وایرال شد، واقعا می تواند یک فیلم واقعی کارگردانی کند؟ از بیست و نهم مه آن پرسش مرده است و پاسخ گستاخانه است. کین پارسونز، بیست ساله، پسری که اینترنت او را کین پیکسلز می نامید، کریپی پاستای فضاهای آستانه ای اش را به A24 برد، عضله تهیه کنندگی را از جیمز وان، شان لوی و آزگود پرکینز قرض گرفت و فیلم اولی چنان مطمئن تحویل داد که منتقدان به جای کیسه بوکس های همیشگی فاند فوتیج، سراغ لینچ و کوبریک رفتند. هشتاد و هشت درصد در راتن تومیتوز. هفتاد و هفت در متاکریتیک. دویست و بیست و یک میلیون دلار در جهان و در حال افزایش، که آن را پرفروش ترین فیلم کل تاریخ A24 می کند. پرسش تازه همان است که هالیوود نمی خواهد بشنود: یک بیست ساله با یک کانال یوتیوب چگونه از استودیوهایی پیشی گرفت که دهه گذشته را بدون ترساندن کسی گذراندند؟
صنعتگری همان تیتر است و سزاوار تیتر است. پارسونز یک جادوگر واقعی حال و هواست که وحشت را از مهتابی های وزوزکننده، موکت نمناک و همهمه صنعتی می سازد، نه از اقتصاد تنبل جامپ اسکر که ژانر را ورشکست می کند. راهروهای زرد بی پایان یک کلاس استادی در خفقان اند، دانه بندی فرسوده وی اچ اس مثل خاطره ای که در زمان واقعی می پوسد حس می شود، و تنها طراحی صدا می تواند به همه شکل های درست سرتان را به درد بیاورد. و بعد بازیگران هستند، لحظه ای که یادتان می آید پول واقعی پیدایش شد. چیوتل اجیوفور تمام فرود را با بازی ای که تقریبا یکسره از ناامیدی و سکوت ساخته شده لنگر می اندازد، حضوری بی نقص برای فیلمی با دیالوگی اندک، و رنات راینسوه در هر ضرب آشفته با او همگام می شود. اینها آدم های جدی ای هستند که کار جدی ای را درون کابوسی انجام می دهند که نوجوانی در اتاقش خواب دیده، و درزها هرگز پیدا نیستند.
و اینجا بخش صادقانه می آید، بخشی که دور افتخار از آن می پرد. باکرومز حسی باشکوه است در جست و جوی یک داستان. پارسونز فرم را چنان کامل تسلط یافته که فراموش کرده داستان زیادی بیاورد، و نیمه دوم یک فرود بدون ریسک است، قطعه ای حال و هوایی که مدام به سوی معنا اشاره می کند اما از فرود آمدن بر هیچ کجا سر باز می زند. بی منهای مخاطب رازی نیست: همان ابهامی که منتقدان هیپنوتیزم کننده می خوانند، یک سالن شب شنبه را وامی دارد به تیتراژ خیره شود و بپرسد آن دقیقا چه بود. وقتی فیلم می کوشد خودش را توضیح دهد، به شکلی ناشیانه تحت اللفظی می شود، انگار کاملا به سکوتی که بهترین سلاحش بود اعتماد ندارد. اما هیچ یک از اینها رویداد واقعی را پاک نمی کند. پسری از یوتیوب وارد بدبین ترین صنعت سیاره شد، چیزی یکتا ساخت، آن را برای بزرگسالان ساخت و به یک پرفروش تبدیلش کرد. کاستی ها کاستی های هنرمندی با چشم انداز است، نه کمیته ای با سهمیه. هالیوود باید وحشت زده باشد، و کمی شرمنده، که اصیل ترین فیلم ترسناک پرفروش سال از کسی آمد که کارگردانی را روی پلتفرمی آموخت که هنوز به آن احترام نمی گذارند.
What It Nails
- +پارسونز به جای یک جامپ اسکر ارزان، وحشت واقعی را از نور و صدا و سکوت می سازد.
- +راهروهای زرد بی پایان طراحی تولید خفقان آور و بی درنگ نمادینی اند.
- +چیوتل اجیوفور یک فرود کامل را روی ناامیدی و تقریبا بدون دیالوگ حمل می کند.
- +رنات راینسوه ثابت می کند که بازیگران جدی یک چشم انداز را تا هر جا، حتی تا کابوس یک نوجوان، دنبال می کنند.
What It Botches
- -حال و هوایی استادانه در جست و جوی نومیدانه یک داستان واقعی، به ویژه در نیمه دوم.
- -به محض اینکه فضا دیگر تازگی ندارد، فرود هیچ ریسک واقعی ندارد.
- -وقتی سرانجام خودش را توضیح می دهد ناشیانه تحت اللفظی می شود و دیگر به سکوت خودش اعتماد نمی کند.
- -بی منهای مخاطب صدای سالنی است که یک ترس می خواست، نه یک تز.

Think your work can survive this?
Drop a URL, screenshot, or file and Sally will give you the honest truth.
Who It's For
وسواسی های ترسناک و آدم های عجیب سینمای هنری که حال و هوا، وحشت و فیلم اولی می خواهند که از آمدن یک کارگردان واقعی خبر می دهد، حل داستان اختیاری.
Who Should Skip
سالن های شب شنبه که ریسک روشن، داستانی که حل می شود و پایانی می خواهند که کابوس را توضیح دهد نه آنکه ادامه اش دهد.
Marketing Roast
A24 با تقریبا اجرا نکردن هیچ کمپینی، باهوش ترین کمپین ترسناک سال های اخیر را اجرا کرد: چکه آرام آن راهروهای زرد، اسطوره کین پیکسلز که کار سنگین را رایگان انجام داد، و یک لاگ لاین مقاومت ناپذیر، پسر یوتیوب در برابر هالیوود، که هر سینمادوست و هر دوازده ساله ای را که زمانی ویدیوی فضای آستانه ای دیده بود به بازاریاب بی مزد تبدیل کرد. گذاشتند وسواس دو ساله اینترنت همان تریلر باشد، بعد بی سروصدا وان، لوی و پرکینز را در تیتراژ روی هم چیدند تا کسی نتواند آن را شانس بنامد. تنها شعبده فروختن یک قطعه حال و هوایی هیپنوتیزم کننده به عنوان یک ماشین ترساندن متعارف بود، دقیقا به همین دلیل نمره مخاطب افت کرد در حالی که فروش اوج گرفت. بیرون کشیدن دویست میلیون دلار از یک حس یک شعبده است. بیرون کشیدنش از حسی که یک بیست ساله رایگان آپلود کرد یک سرقت است.

Your turn. Drop something.
Drop a URL, screenshot, or file and Sally will give you the honest truth.
