The Verdict
اون یک کاری که طرفدارها التماس کرده بودن رو کردی: Neve Campbell، Courteney Cox، David Arquette، و Matthew Lillard رو برگردوندی، و صندلی کارگردانی رو دادی به معمار فرنچایز خودِ Kevin Williamson برای اولین تجربه کارگردانی فیلم بلندش.
تجدید دیدار بلیت فروخت، این پرفروشترین فیلم کل سری Scream با بالای ۲۱۰ میلیون دلار جهانی شد، پس موتور نوستالژی به عنوان یک کسبوکار کاملا کار میکنه.
ولی نقدهای عموما منفی حقیقت سختتر رو میگن: انتخاب بازیگرِ میراثی و یک Ghostface جدید که دختر Sidney به اسم Tatum رو تعقیب میکنه یک چیدمانه، نه یک فیلم، و نویسندهای که این سری رو تعریف کرد یاد گرفت که کارگردانیش یک ماسک کاملا متفاوته.
What it nails
- ▲تجدید دیدار بازماندگان اصلی، Campbell، Cox، Arquette، Lillard، شیرینیِ واقعیِ خدمتبهطرفدار و دلیل رکورد گیشه سریه.
- ▲سپردن مشعل به Mckenna Grace به عنوان دختر Sidney به اسم Tatum حرکت نسلی درستیه برای یک فرنچایزِ درباره میراث و خون.
- ▲گذاشتن Williamson، مردی که قوانین این جهان رو نوشت، پشت دوربین یک استخدام معنادار و داستانمحوره، نه یک تفنگبهکرایه تصادفی.
- ▲جذابیت تجاری خودش رو میفهمه: قول بازاریابیِ «اصیلها برگشتن» تحویل داده میشه، و تماشاگرها پاداشش رو دادن.
What it botches
- ▼نقدهای عموما منفی یک اتفاق نیست، فیلمنامه روی تجدید دیدار و ارجاع تکیه میکنه جایی که یک Scream به مفسری متا تیز و تعلیق واقعی نیاز داره.
- ▼اولین کارگردانیِ Williamson خودش رو نشون میده: نوشتن یک Scream عالی و صحنهپردازی یکی صنعتهای متفاوتن، و درزها توی اجرا دیده میشن.
- ▼برگردوندن بازماندگان محبوب سقف رو برای دادنِ کاری به اونها بالا میبره، و «اونها صرفا دوباره اینجان» کافی نیست.
- ▼یک قسمت هفتم باید وجودش رو فراتر از گیشه توجیه کنه، و «دختر Sidney هدف قرار میگیره» راحت، آشنا، و یهکم زیادی امنه برای سریای که روی واژگونی ساخته شده.
Who it's for
وفاداران دوآتشه Scream که فقط میخوان بازیگرهای اصلی رو دوباره روی پرده ببینن، و طرفداران اسلشر که بیشتر به اومدن Ghostface اهمیت میدن تا به نقدها.
Who should skip
بینندههایی که این سری رو به خاطر شوخطبعی خودآگاه و ترسهای فشردهاش دوست داشتن. به عنوان یک فیلم نه یک تجدید دیدار، این یکی سردت میذاره.
The whole story lives on the hub
