The Verdict
معمولیترین ترس قابلتصور را برداشتی، یک اشتباه رزرو در شبی بارانی، و گذاشتی فاسد شود. جورجینا کمپبل میرسد، بیل اسکارسگارد از قبل آنجاست، و تو ما را در آن ناراحتی معمولی مینشانی تا وقتی ناخن دربیاورد. این کل ترفند جادویی است: میفهمی که ترسناک در تردید زندگی میکند، در میل مؤدبانه به جنجال نکردن، خیلی پیش از اینکه کسی از پلهای پایین برود که نباید وجود داشته باشد.
بعد فرش را محکم میکشی. ساختار وسط راه میچرخد و ناگهان جای دیگری هستیم، با کسی دیگر، و کفی که فکر میکردیم درکش کردهایم رفته. برای یک فیلم اول تکنفره در نویسندگی و کارگردانی این جرأت واقعی میخواهد، و دلیلش است که تماشاگران لرزان بیرون رفتند نه خسته. شرط بستی که این گیجی مینشیند، و نشست، با بودجهای چهار میلیون دلاری که حدود چهلوپنج میلیون جهانی برگرداند.
اما نکته اینجاست، و خودت میدانی. یک فریبوتعویض فقط یک بار منفجر میشود. بازاریابی مبهم پیچشهایت را پنهان نگه داشت تا بینندگان باراول کور وارد شوند، که هوشمندانه بود، اما بهای آن هوشمندی فیلمی است که بر غافلگیری ساخته شده و نمیتواند کسی را دو بار غافلگیر کند. دلهره واقعی است، پله فراموشنشدنی است، اما لحظهای که در زیرزمین باز میشود، حقه تمام شده. بمبی ساختی که دقیقاً یک بار منفجر میشود. خوشبختانه برای تو، زیبا منفجر میشود.
What it nails
- ▲استخراج وحشت واقعی از کابوس کسلکننده و قابلدرکِ یک اجارهی دوباررزروشده با یک غریبهی از قبل داخل.
- ▲یک چرخش ساختاری وسط فیلم که تماشاگران را بیتوازن نگه میدارد و کل داستان را از نو سیمکشی میکند.
- ▲بیرون کشیدن یک فیلم صیقلی و بسیار تحسینشده از بودجهای حدود چهار میلیون دلاری.
- ▲بازاریابی عمداً مبهم نگه داشته شد تا بینندگان پیچشها را بدون هشدار تجربه کنند.
What it botches
- ▼یک ساختار وابسته به غافلگیری که بخش زیادی از قدرتش را در تماشای دوم از دست میدهد.
- ▼انتخاب جاستین لانگ خلاف نوع کار میکند، اما چرخشهای لحنیای که خدمت میکند میتواند برخی بینندگان را گردنپیچ کند.
- ▼رویکرد عمداًمبهم فقط از تماشاگران باراول محافظت کرد؛ افشاگریها سریع از پایش میاندازند.
- ▼بخشی از منطق اواخر فیلم وقتی دلهره جای خود را به توضیح میدهد، تحت فشار قرار میگیرد.
Who it's for
اگر فیلم ترسناکی میخواهی که کمینت کند، کوررفتن را پاداش بدهد و ثابت کند یک بودجهی کوچک بهعلاوهی یک ایدهی تیز بر نمایش میچربد، جایت جلوی این فیلم است.
Who should skip
اگر هر خلاصهی داستان را اول میخوانی، از گردنپیچ لحنی متنفری، یا داستانی میخواهی که در تماشای دوباره یکسان بماند، ردش کن.
The whole story lives on the hub
